Sunday, 26. June 2011  ir  
از بچگی مادر پدرها داستانی برای ما تعریف کردند. گفتند دنیایی هست و خدایی در آن دنیا هست که اگر کار بد کنی خدا...

از بچگی مادر پدرها داستانی برای ما تعریف کردند. گفتند دنیایی هست و خدایی در آن دنیا هست که اگر کار بد کنی خدا آدم را به جهنم می برد البته کمتر می گفتند اگر کار خوب کنی  خدا تو را به بهشت می برد ما با جهنم بیشتر آشنا هستیم تا بهشت

خیلی از ما ها جهنم را بیشتر باور داریم تا بهشت

این خوراکی است که سالها به ذهن ناخودآگاه ما خورانده اند. البته هر دو اشتباه است.  این تعریف خدا نیست.

بدترین تعریف ممکن از خدا …کسی که آدم را اگر کار بد کنی به جهنم می برد و بر عکس

این چه خدایی است! این گونه تعریف کردن خدا، ستم به خداست! این چه ظلمی است که ما به خدا روا داشته ایم

این خدا با آن خدای اقوام قبیله ایی که جهان دیگر ندارند یا دارند ولی بهشت و جهنم ندارند یا خدایشان شریک دارد زیاد فرق نمی کند

این خدای ما هم در حد همان خدای قبیله ای است

یعنی صفت قحطی بود که ما از آن ها برای تعریف خدای خودمان استفاده کنیم؟

نمی شد مادر و پدر از روز اول ما را با خدای وحشتناک آشنا نکنند و نترسانند

خدای که شرطی است و برای مهر و عشق و محبتش شرط می گذارد!

کو آن خدا!؟ آن خدا اصلا وجود ندارد !

نمی شد مادر و پدر بگویند خدا کسی است که دیوانه وار عاشق توست و همیشه و همه جا همراه توست و مواظب توست تا خودت به خودت آسیبی نرسانی؟

نمی شد بگویند خدا عاشق توست تو هم باید عشق را یاد بگیری

نمی شد بگویند اگر تو به مردم و دنیا عشق بورزی عشق خدا را می بینی و عاشق می شوی! او را می بینی

و این همه سال با ذهن مسموم با این خدای وحشتناک زندگی نکنیم!؟

خدایی که شرط بگذارد در حد همان خدای قبیله ای خودساخته ذهن آدمیان است.

این همه صفات زیبا در همه کتاب های آسمانی قرآن انجیل تورات اوستا …وجود دارد ما فقط خدا و جهنم را در آن دیده ایم و فهمیده ایم؟

اگر هر کدام از این کتاب ها را جلوی شما بگذارند جز این دو کلمه از این کتابها ذهن شما استخراج نمی کند!

خدا و جهنم

ذهن شما می گوید این کتابی است داستانی از خدایی در آن گفته شده که کارش اینست که مردم را مجازات می کند

بعد انتظار دارد همه به زور واجبار عبادتش کنند! آخر این چه خدایی است!

آن کتابها چیز دیگر هم گفته اند….خدایی هست که عاشق است و نعمتهای فراوانی  به شما داده قرار هست بیشتر هم بدهد …او دوست دارد عشق را به شما بیاموزد و عشق یعنی سپاسگزاری از عشقش!

خدایا ممنونم که عاشق منی!

چرا در مورد خدا قضاوت می کنیم؟ ما آدمها همه ذهن بیمار داریم! ذهنی با قوانین مجازات و قضاوت و شرط

از صبح پا می شویم تا شب به محض  اینکه چشمانمان صبح  باز شد شروع می کنیم به قضاوت خدا ، خود و زندگی خود و بدتر از همه دیگران و دنیا و شرایط

به جای اینکه اولین جمله بعد از باز شدن پلک مان را بگوییم:

خدایا ممنونم که عاشق من هستی خدایا ممنونم که دوستم داری و دوباره فرصت دادی امروز با تو عشق را تجربه کنم و جستجو کنم

چرا در مورد مردم قضاوت می کنی(به خودم می گویم)؟

ماها که در جامعه سنتی دین مدار زندگی کردیم همیشه فکر کردیم بخش زیادی از مردم جهنمی اند ! هر روز آدمها را و هر کس را که برای اولین بار که می بینیم امکان ندارد قضاوتش نکنیم!

دروغ می گویم؟

به جای اینکه با خود بیندیشیم چطور در این آیینه می توانم خدا را ببینم؟

عشق را ببینم؟

ولی ما فکر میکنیم او چرا پول دار است چرا خوشگل است چرا پیر است

چرا معلول است چرا زشت است؟ چرا من ندارم او دارد…من از او بهترم زیباترم..پول دار ترم…بدترم بهترم..و .. و. .

این یک بازی اشتباه است….همه ما یکی هستیم ..سرمان کلاه رفت اگر فکر کردیم ما همه از جنس عشق نیستیم و هر کس ما، کس دیگر هستیم!

همه ما یکی هستیم یک حقیقت و یک بازی حقیقی هم در جهان بیشتر وجود ندارد…آن بازی عشق است

عشق به معنای وسیع

نه فقط عشق میان دو انسان…آنهم البته از همان جنس است..

خیلی مردم توی ایران و همه جوامع سنتی دین مدار الان فکر می کنند بسیاری از امریکایی ها و اروپایی به جهنم می روند

مخصوصا نوجوانهای مذهبی..آنها اصلا خدای دیگر نمی شناسند همان خدای مشروط مجازاتی که عشق اش محدود است و مشروط است و کارش فقط حساب کتاب این است کی باید به جهنم برود کی باید به بهشت برود

شاید خیلی از آنها فکر کنند لیدی گاگا و جنیفر لوپز و همه غربی ها هیمه های آتش دوزخ هستند!….

اصلا معلوم نیست! شاید آنها به خدا نزدیکتر باشد و خیلی بیشتر دوست شان داشته باشد!

خدا حتی عاشق هیتلر و فرعون بود! تا آخرین لحطه ها! و حتی الان هم! عشق خدا سدی ندارد!

سد، خود ما هستیم! اگر با چشم کور از این دنیا برویم یعنی عشق خدا را در این دنیا کشف نکنیم آن دنیا هم شاید از عشق محروم باشیم.

جهنم را ما خودمان انتخاب کردیم جهنم جایی است که عشق نیست و ما عشق  را نمی بینیم چون باورمان شده بود عشق نیست و ذهن ما آفریینده دنیای بعد مرگ ما هم است همانطور که آفریننده زندگی چند ماه بعد ما هم هست  و هر چه الان باور کنیم دنیای بعد مرگ ما و آینده ما همان است.

خداوند در این دنیا تنها یک عاشق  بود مواظب بود ما خودمان را نابود نکنیم و تنها عشق را انتخاب کنیم

و عشقش را باور کنیم

راه رسیدن به عشق به معنای حقیقی شاید این باشد(به خودم می گویم)هیچ کس را قضاوت نکن و اگر قضاوت کردی در قضاوت عجله نکن خدا را قضاوت نکن زندگی مردم و مردم را قضاوت نکن

شاکر وضعیت خودت و عشق خدا به خودت باش تا عاشق شوی

تا زمانی که دنیا را سیاه و سفید ببینی و مردم را خوب و بد ببینی عشقی وجود ندارد عشق مجالی به  تو نمی دهد اصلا بتوانی این چیزها را ببنی

مجازات هست ولی کار خدا مجازات نیست عشق خدا شرط ندارد شرط  توهمی است است که اهریمن به ما القاء کرده

به آدم گفت این سیب شرط استمرار عشق خدا به تو و ماندن همیشگی تو در بهشت است! بخور! و ما هم شرط را بلعیدیم هنوز هم داریم شرط می خوریم فکر می کنیم بازگشت ما به خدا و بهشت شرطی دارد!!

شرطی ندارد اگر شرطی داشته باشد این است که باور کنی شرطی وجود ندارد او عاشق است فقط عشق را باور کن

و….

لذت ببر

Ahura Mazda

No comments so far.

Be first to leave comment below.